دیار صاحب
تقدیم به دوستداران صاحب
پيوندهای روزانه

ماده تاریخ - حروف ابجد

من در این قسمت سعی کرده ام تا ضمن معرفی جدول حروف ابجد، کاربرد آن را در آثار و نوشته های نیاکانمان جست و جو کنم  و از ذکر تاریخچه آن صرف نظر کردم.

در جدول حروف ابجد عربی برای هر حرف عددی در نظر گرفته شده که عدد هر کلمه از جمع عددهای مربوط به حروف آن بدست می آید.

جدول حروف ابجد به شرح زیر است:

 

ماده تاریخ:

به یک بیت شعر یا یک مصرع شعر یا عبارتی که اگر برابرهای عددی حرف های آن ها را به حساب ابجد با هم جمع کنیم نشان دهنده تاریخ رویدادی یا زمان ساختن بنایی باشد، ماده تاریخ می گوییم. به نمونه هایی از این گونه ماده تاریخ ها دقت کن.

 

- در کاخ چهل ستون اصفهان سنگ نوشته ای پیدا شده است که شاعر تاریخ بنای این کاخ را در مصرع دوم شعر خود آورده است:

مبارک بود ، زان که تاریخ آن شد

مبارک ترین بناهای دنیا

مصرع «مبارک ترین بناهای دنیا» به حساب ابجد می شود 1057. یعنی سال به پایان رسیدن بنای کاخ چهل ستون اصفهان.

راه بدست آوردن عدد این ماده تاریخ این است که حرف های مصرع دوم را جدا جدا بنویسی و برابر عددی هر حرف را به حساب ابجد پیدا کنی.

از جمع کردن این اعداد با هم تاریخ بنای کاخ چهل ستون بدست می آید.

 

- حالا خودت تاریخ بنای کاخ چهل ستون را در ماده تاریخ زیر که صائب شیرازی، شاعر دربار شاه عباس دوم صفوی، سروده است، در مصرع دوم شعر پیدا کن.

خامه صائب رقم زند از پس تاریخ او

قبله گاه تاجداران باد دایم این مکان!

  یادت باشد که چون در الفبای عربی حرف «گ» نیست، در واژه «قبله گاه» حرف گ را باید ک حساب کنی.

 

- هنگامی که مظفرالدین شاه قاجار، پس از انقلاب مشروطیت مردم آزادی خواه ایران، فرمان مشروطیت را امضا کرد، بر سر در مجلس شورای ملی در میدان بهارستان تهران، عبارت عدل مظفر را نقش کردند. این عبارت به حساب ابجد نشان دهنده سال 1324 هجری قمری، یعنی سال تصویب قانون مشروطیت ایران است.

 

- شاعری ماده تاریخ سال مرگ حافظ را در عبارتی از شعر زیر آورده است:

چراغ اهل معنی خواجه حافظ

که شمعی بود از نور تجلی

چو در خاک مصلی کرد منزل

بجو تاریخش از خاک مصلی!

عبارت «خاک مصلی» به حساب ابجد، یادآور سال 791 هجری قمری، یعنی سال درگذشت خواجه شمس الدین محمد حافظ است. مدفن حافظ مصلای شیراز بوده که امروزه حافظیه نامیده می شود و آرامگاه او زیارتگاه عاشقان شعر و ادب پارسی از سراسر جهان است.

 

- شاعر دیگری ماده تاریخ سالمرگ حافظ را در شعری چنین آورده است:

به سال «با» و «صاد» و «ذال» ابجد

ز روز هجرت میمون احمد!

به سوی جنت اعلی روان شد

فرید عهد، شمس الدین محمد

در این شعر، تاریخ در گذشت حافظ در سه حرف با (ب=2)، صاد (ص=90) ، ذال (ذ=700) به حساب ابجد آمده است که بر روی هم 792 می شود.

می دانیم که سالمرگ خواجه شمس الدین محمد حافظ را عده ای از نویسندگان و شاعران 791 و عده ای دیگر 792 هجری قمری نوشته اند.

 

- سه رویداد زندگانی دانشمند، فیلسوف، پزشک، ریاضیدان و اختر شناس نامدار کشور ما، ابوعلی سینا را شاعری در سه ماده تاریخ در دو بیت شعر زیر آورده است. او با به کار بردن لفظ شَجَع به حساب ابجد، سال 373، زاد روز ابوعلی سینا، و لفظ شصا، سال اوج دانش اندوزی او یعنی 391، و لفظ تکز، سال 427 هجری را که سالمرگ این دانشمند جهانی است، در یاد ماندنی کرده است.

حجّت الحَق، ابو علی سینا

در «شجع» آمد از عدم به وجود

در «شصا» کرد کسب جمله علوم

در «تکز» گفت این جهان به درود

 

- عبارت الخیرُ فی ماوقع ، که به حساب ابجد 1148 می شود، یادآور نوروز سال 1148 هجری قمری است که نادرشاه افشار در دشت مغان تاجگذاری کرد. از آن زمان بود که این عبارت، چه به زبان عربی و چه به زبان فارسی برای شگون رویداد های زندگانی در گفتار و نوشتار مردم کشورمان رواج یافت.

 

- بنای دانشسرای مقدماتی اهواز در سال 1314 هجری شمسی به پایان رسید و کانونی شد برای آموزش و پرورش آموزگاران. غلامرضا رشید یاسمی، شاعر، نویسنده، مترجم و استاد تاریخ دانشگاه تهران، که در شعرهایش خود را رشید می نامید، ماده تاریخ بنای این دانشسرا را در مصراع دوم این بیت از شعرش که با خطی خوش بر کاشیکاری پیشانی این بنا نقش بست، چنین آورد:

در پی تاریخ آن، گفتا رشید

دانش از دانشسرا گیرد عُلا (=1314)


 حروف ابجد

حروف ابجد : «اَبْجَدْ - هَوََّزْ - حُطّی - کَلَمَنْ - سَعْفَصْ - قَرَشَتْ - ثَخَِّذْ - ضَظِغْ».

الف 1

ب 2

ج 3

د 4

ه 5

و  6

ز 7

ح 8

ط 9

ی 10

ک 20

ل 30

م 40

ن 50

س 60

ع  70

ف 80

ص 90

ق 100

ر 200

ش 300

ت 400

ث 500

خ 600

ذ 700

ض 800

ظ 900

غ 1000

برای محاسبه ماده تاریخ یک عبارت/اسم/کلمه یا . . . باید اینگونه عمل کنیم:

برای شرح بهتر یک مثال را در نظر میگیریم.بطور مثال میخواهیم ماده تاریخ کلمه (اسم) علی را محاسبه کنیم:

1-حروف آن کلمه را تفکیک کنیم. (علی ---> ع - ل - ی)

2-عددی را که مقابل هر حرف قرار دارد (اعداد ابجد حرف ها را) یادداشت میکنیم. (ع=70 - ل=30 - ی=10)

(برای اینکار از لیست بالا استفاده کنید.)

3-اعداد ابجد را با هم جمع میکنیم.(ع + ل + ی ---> 70 + 30 + 10 =110)

پس ماده تاریخ یا عدد ابجد اسم علی معادل 110 میباشد.

امیدوارم که این مطلب مفید واقع شده باشد.

 

[ سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 22:40 ] [ ح ]

در اصطلاح ، شعر هاي بي معني است كه عمدا و به روش طنز گفته مي شود .

يكي از مهمل گويان " خواجه هدايت الله مشرف اصفهاني " است كه در اسطبل سلاطين صفويه مباشر معاملات ديواني بود . طبع شوخي داشت . او مدّعي شد پنج مثنوي بروزن خمسه نظامي و امير خسرو دهلوي مي سرايد كه هيچ بيت آن معني نداشته باشد . مقرر شد براي هر بيت بي معني نيم مثقال نقره خالص به او دهند و براي هر بيت معني دار يك دندان از او بركنند و بر مغزش كوبند او نيز پذيرفت .

چند نمونه شعر مهمل ( بي معني )

از اسكندر نامه ي او :

اگر عاقلي  بخيه بر مو مزن      /      به جز پنبه بر نعل آهو مزن

سوي مطبخ افكن ره كوچه را    /     منه در بغل آش آلوچه را

كه نعل از تحمّل مربا شود        /     به صبر ، آسيا كهنه حلوا شود

زافسار زنبور و شلوار ببر         /     قفس مي توان ساخت ، امّا به صبر

از ليلي و مجنون او :

دندان چپ دريچه ي گور است    /      آدينه ي كهنه بي حضور است    عاشق ، سگ يرغه بود ميمون    /        آوازه بلند شد زمجنون

تاريخ وفات گرگ ، جيم است     /    آتش شب چلّه اش حليم است

چون مكتب عشق جوش مي زد   /      دلّاله  مگس خروش مي زد

ليلي ز دريچه ي تبسّم               /        مي كرد به پارسي تكلّم

ما و تو برادران موشيم            /       همسايه ي اردك خموشيم

توجّه : از ميان ابيات سروده ي او سه بيت معني دار يافتند و طبق قرار سه دندان او را كنده بر سرش كوفتند .

* در ادبيات كودك نيز به اشعاري مهمل بر مي خوريم كه در آن ها عامل وزن و قافيه سازنده ي شعر است

چند نمونه :

1- آني ، اوني ، گفتاني  / چني ، چوني ، رفتاني  / آتكو ، ماتكو ، فليس ، دونگ .

2- آنا مانا ، تينا  / سَفَركاتينا  /  آنا مانا هُپ  / شما هستيد گرگ .

3- اتل متل توتوله / گاو حسن چه جوره / نه شير داره نه پستون / شيرشو بردن هندستون / يك زن كردي بستون / اسمشو بذار عم قزي / دور كلاش قرمزي / هاچين و واچين / يه پاتو ورچين .

چند نمونه مهمل گويي عوام :

خروس آتقي رفته به هيزم       /    كه از بوي دلاويز تو مستم

كلنگ از آسمان افتاد و نشكست  /   وگر نه من همان خاكم كه هستم

                                       ****

آن چه در جوي مي رود آب است   /   آن چه در چشم مي رود خواب است 

نمد سبزوار از پشم است      /     زير ابروي هر كسي چشم است

در سمرقند گربه دم دارد     /     در بخارا الاغ  سُم  دارد

از كرامات شيخ ما چه عجب      /    پنجه را باز كرد و گفت وجب

باز هم از كرامتش اين است       /   شيره را خورد و گفت شيرين است

مرغ نر را خروس مي گويد      /       زن نو را عروس مي گويد

[ سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 13:14 ] [ ح ]
درباره وبلاگ

درچوبی مسجد قائم طالخونچه]
امکانات وب