|
دیار صاحب تقدیم به دوستداران صاحب
| ||
|
گفت با جوجه مرغکی هشیار که ز پهلوی من مرو به کنار گربه را بین که دم علم کرده گوشها تیز و پشت خم کرده چشم خود تا به هم زنی بردت تا کله چرخ دادهای خوردت جوجه گفتا که مادرم ترسوست به خیالش که گربه هم لولوست گربه حیوان خوش خط وخالیست فکر آزارجوجه هرگز نیست سه قدم دورتر شد از مادر آمدش آنچه گفته بود به سر گربه ناگاه ازکمین برجست گلوی جوجه را به دندان خست برگرفتش به چنگ و رفت چو باد مرغ بیچاره از پیش افتاد گربه از پیش و مرغ از دنبال نالهها کرد زد بسی پر و بال لیک چون گربه جوجه را بربود نالهٔ مادرش ندارد سود گر تضرع کند وگر فریاد جوجه را گربه پس نخواهد داد [ یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 22:6 ] [ ح ]
آراست دگرباره ،جهاندارجهان را چون خلدبرین کرد زمین راوزمان را فرمود که تاچرخ یکی دور دگرکرد خورشید پیمودمسیر دوران را هرروزجهان خوش تر ازآن است چوهرشب رضوان بگشاید همه درهای جنان را گویی که هوا غالیه آمیخت به خروار پرکردازآن غالیه ها غالیه دان را ازرنگ گل ولاله کنون بازبنفشه چون نیل شودخیره کند گوهرکان را شبگیر زندنعره"کلنگ"ازدل مشتاق ورنعره زدن طعنه زندنعره زنان را آن "لکلک"گوید که"لک الحمد لک الشکرا" توطعمه من کرده ای آن ماردمان را "طاووس" کند جلوه چواردورببنید برفرق سر"هدهد"آن تاج کیان را "موسيچه" همي گويد:"يارازق رزاق" روزي ده جان بخش تويي انسي وجان را" پيوست"هما"گويد:"يكي هست يگانه." تا درطرب آرد،به هوابر،ورشان را "گنجشگ"بهاري صفت باري گويد كزبوم برانگيزداشجارنوان را "هو"گويد"هو"صدبه دمي ،"سرخ كبوتر" درگفتن "هو"داردپيوسته لسان را [ شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 21:38 ] [ ح ]
عالم صدف است وفاطمه گوهراو گیتی عرض است وفاطمه جوهراو
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 21:53 ] [ ح ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||